X
تبلیغات
رایتل
آبی
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1382
فاصله گذاری

لطفا برای کامنت گذاشتن روی این آدرس کلیک کنید http://paramo.persianblog.com

نقد یک داستان در اغلب مواقع تبدیل میشود به بررسی امکانات و احتمالاتی که نویسنده میتوانسته با در نظر گرفتن آنها، داستان خود را به تکامل نزدیکتر کند. این نوع نقد به هیچ وجه به این معنی نیست که داستان نوشته شده داستان بدی است و یا ناقص و نا تمام است. پیشنهادات مطرح شده در این نوع از نقدها عموما بیان کننده نظر و عقیده فردی منتقد هستند و راه کارهایی را که از نظر منتقد جهت بهتر شدن داستان لازم است نشان میدهند .کاملا مشخص است که خود این راه کارها نیز بازتابی از دغدغه های اصلی منتقدند و به همین دلیل ممکن است گاها جامع و کامل نباشند و یا به سلیقه شخصی منتقد وابسته شوند. مسئله سلیقه در این میان نکته بسیار مهمی است که به هیچ وجه نمیتوان آن را نادیده گرفت و یا با ژستهای فوق روشنفکری اصولا منکر وجود آن شد . در مجموعه روابط فردی و اجتماعی که هنرمند با جهان واقعی پیرامون خود دارد سلیقه همواره یکی از مهمترین پارامترهای تاثیر گذاری است ( البته اینکه چه عواملی منشا شکل گیری این سلیقه هستند و یا اساسا تفاوتهای یک سلیقه سالم و پویا با سلیقه ای مریض و مخرب چیست هیچ بحثی نمیکنم که سری بسیار بسیار دراز دارد ). به نظر من برای نویسندگانی که هنوز در اوائل راه نوشتن هستند پرداختن به این نوع نقد راه گشا خواهد بود . همین که نویسنده با امکانات مختلفی که در داستانش امکان ظهور داشته ولی به دلایلی از قلم افتاده آشنا شود میتواند در ایجاد دیدگاه های وسیع تر نگارشی او موثر باشد . البته لزوم هشیاری نویسنده در این بین نیز از اهمیت بالایی برخوردار است . دلیلش هم این است که هر منتقدی به هر حال در گام اول مخاطب یک داستان است و نقد او موضعگیری یک مخاطب در برابر جهان داستانی نویسنده به حساب می آید . با اضافه شدن تعداد این مخاطبین ( و در گام بعدی منتقدین ) ، نویسنده با مجموعه ای از نظرات و عقاید مواجه میشود که گاها بسیار قانع کننده و تاثیر  گذارند .در طول زمان این رابطه ویژه بین نویسنده و این طیف مخاطبین سلیقه نگارشی خاصی را برای نویسنده  ایجاد میکند( به ویژه برای نویسندگان جوان) . خب ...اگر این طیف مخاطبین ( و منتقدین ) به اندازه کافی وسیع و همه جانبه نگر باشند ، این سلیقه ایجاد شده تا حدودی قابل اعتماد خواهد بود . ولی اگر این طیف ، گروهی محدود و عموما با سلایق و عقایدی مشترک باشند این دادو ستد ایجاد شده نه تنها به جایی نخواهد رسید بلکه موجب از بین رفتن و نابودی امکاناتی میشود که ممکن بود نویسنده در حالت عادی به آنها دست پیدا کند. متاسفانه در بین مخاطبین حرفه ای و یا منتقدین قابل اعتنا ادبیات داستانی ما این چند گانگی طیفها دیده نمیشود . فقط کافی است که به جلسات و کلاسهایی که در همین تهران هر هفته برگزار میشود سری بزنید و به نقدها و تحلیل هایی که روی داستانهای مختلف انجام میشود دقت کنید . به نظر من جریان نقد امروز ما جریانی تک طیفی است . این جریان تک طیفی هرچند که میتواند در راستای همان طیف تعریف شده خودش پیش برود و نویسندگانی توانا بیافریند اما مسلما هیچ نویسنده متفاوتی را به دنیا نخواهد آورد . درست در همین جاست که مسئله فاصله گذاری بین نویسنده و منتقد اهمیت زیادی پیدا میکند (البته این فاصله گذاری به هیچ وجه به معنی حذف منتقد نیست ).


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 135233


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها